کسب و کارهای پایپ در مقابل پلتفرم ها – بخش اول

 

دو مدل کسب و کار عمده وجود دارد: مدل پایپ یا خطی و مدل پلتفرم. اگر یک پلتفرم را با استفاده از استراتژی های مدل خطی بسازید، احتمالا استارتاپتان را در مسیری اشتباه هدایت کرده اید. در ابتدا تعدادی تعریف ارائه می دهیم.

 

پایپ ها

از زمانیکه دارای صنعت شدیم با مدل خطی که عمده ترین مدل تجارت است سروکار داشته ایم. شرکت ها کالا تولید و وارد بازار می کنند و به مشتریان می فروشند. ارزش در سطوح بالا خلق شده و در سطوح پایین مصرف می شود. در واقع جریانی خطی وجود دارد مانند آبی که در لوله جریان پیدا میکند.

مدل های خطی همه جا حضور دارند. تمام کالاهای مصرفی ای که ما استفاده می کنیم ازطریق مدل خطی به دست ما میرسند. همه صنایع تولیدی طبق مدل خطی اداره می شوند. تلویزیون و رادیو طبق مدل خطی محتویاتشان را به ما عرضه می کنند. نظام آموزشی ما که در آن آموزگاران به بچه ها علم می آموزند مبتنی بر مدل خطی است. پیش از ظهور اینترنت، شمار زیادی از صنایع خدماتی نیز طبق مدل خطی اداره می شدند.

این مدل به اینترنت هم سرایت کرد. وبلاگ ها هم بر اساس مدل خطی فعالیت میکنند. فروشگاه اینترنتی ای مثل Zappos هم براساس مدل خطی اداره می شود. سرویس های SAAS تک-کاربره، بر اساس مدل خطی اداره می شوند که در آن شرکت، نرم افزار را تولید کرده و بر حسب میزان استفاده مصرف کننده از آن، مبلغی را دریافت میکند یا حق اشتراک می فروشد.

 

پلتفرم ها

اگر اینترنت به وجود نیامده بود، ما هرگز شاهد ظهور مدل های کسب و کار پلتفرم نبودیم. برخلاف کسب و کارهای خطی، پلتفرم ها اجناس را فقط تولید و روانه بازار نمی کنند. آنها به کاربر امکان خلق و استفاده از ارزش را می دهند. در سطح تکنولوژی، توسعه دهنده های خارجی می توانند با استفاده از API ها عملکرد پلتفرم را توسعه دهند. در سطح کسب و کار، کاربران (تولیدکنندگان) می توانند در پلتفرم ارزش خلق کنند تا دیگر کاربران از آن استفاده کنند (یا ارزش خلق شده را مصرف کنند). حرکت به سمت مدل پلتفرم تغییری بزرگ از انواع قدیمی و شناخته شده کسب و کار است که تا کنون در صنعت می شناختیم.

شبکه های تلویزیونی طبق مدل خطی اما یوتیوب طبق مدل پلتفرم عمل می کند. دانشنامه بریتانیکا براساس مدل خطی کار می کند اما ویکی پدیا آن را از میدان به در کرده و با استفاده از مدل پلتفرم ارزش خلق کرده است. کلاس های درسمان هنوز طبق مدل خطی اداره می شوند اما Udemy و Skillshare به مدل پلتفرم در امر آموزش روی آورده اند.

 

شکست مدل کسب و کار

چرا این تمایز حائز اهمیت است؟

پلتفرم ها اساسا مدل کسب و کاری متفاوت هستند. اگر با همان روشی که پایپ ها ساخته میشوند بخواهید پلتفرم خود را بسازید، احتمالا خودتان را در معرض شکست قرار خواهید داد.

ما در طول چند قرن گذشته مشغول به ساخت کسب و کارهای خطی بوده ایم و اغلب تمایل داریم همان مدل اجرایی را برای ساختن پلتفرم ها به کار گیریم. صنعت رسانه در تلاش است تا با این حقیقت کنار بیاید که مدل کار تغییر کرده است. با ظهور بازارهای آنلاین و تکنولوژی های جدید درون-فروشگاهی که بر اساس مدل پلتفرم عمل می کنند، خرده فروشی های سنتی (مدل خطی) مختل شده اند.

 

تفکر خطی در مقابل تفکر پلتفرمی

چگونه می توانیم به عنوان کارآفرین از این مشکلات دوری کنیم؟

در اینجا به طور خلاصه به تفاوت های موجود بین این دو مدل کسب و کار می پردازیم.

 

جذب کاربر

جذب کاربر برای کسب و کارهای خطی کاری مشخص و سرراست است. کاربران را وارد می کنید و آنها را به معامله و خرید ترغیب می کنید. فروشگاه های اینترنتی همانند مغازه های خرده فروشی که بازدیدکنندگان را به ورود به مغازه و خرید ترغیب میکنند، روی جذب کاربران و تبدیل آنها به خریدار متمرکز هستند.

بسیاری از پلتفرم ها پس از راه اندازی، تاکتیک های مدل خطی و مشابه مورد ذکرشده را دنبال می کنند؛ جذب کاربران و سعی در ترغیب آنها به انجام فعالیت های مشخص. اما در ابتدای کار که تعداد اولین کاربران  وارد شده به پلتفرم ها کم است، پلتفرم ها ارزش کمی برای ارائه دارند. آنها در واقع با مشکل مرغ و تخم مرغ دست به گریبان هستند که در آینده به طور مفصل در این سایت در مورد این چالش صحبت خواهیم کرد. کاربران (به عنوان تولیدکنندگان) به طور معمول برای دیگر کاربران (مصرف کنندگان) ارزش ایجاد می کنند: تولیدکنندگان، تصاویر را در سایت اینستاگرام و یا لیست محصولات را در سایت eBay قرار میدهند تا مصرف کنندگان از آنها استفاده کنند. بنابراین بدون تولیدکنندگان هیچ ارزشی برای مصرف کنندگان و بدون مصرف کنندگان هیچ ارزشی برای تولیدکنندگان وجود نخواهد داشت.

مترجم متون تخصصی

پاسخی بگذارید